عمومی

اجاره ی رحم ۵۰۰ میلیون همراه با گواهی سلامت و عدم اعتیاد

او در اوایل دهه 80 در کسوت معلمی در یک موسسه تازه تاسیس لقاح مصنوعی مشغول به کار شد و رحمی را در دانشگاه اجاره کرد و کانون وکلا علاوه بر ارائه موضوع به منظور ارائه راهکارهای فقهی – حقوقی در معکوس سازی و رفع چالش های پیشرفت این نهاد حقوقی تازه تاسیس، از سایر علوم اعم از علوم انسانی، حوزه های علمیه و … دعوت به عمل آوردم. .، اجرای این گونه موسسات باید با اجتهاد مناسب برای پاسخگویی به سوالات و ابهامات صورت گیرد و از این طریق در زمینه کاهش آثار فساد و بلاتکلیفی ناشی از فرزندآوری تحقیق شود.

در سخنرانی ها و کارگاه های آموزشی برخی از مخاطبان به تلفظ و تلفظ عباراتی مانند رحم، لقاح، اسپرم و غیره پاسخ و واکنش نشان می دهند. همچنین سعی کرده ام از تکرار این کلمات خودداری کنم. با دقت به سنگینی فضا نگاه کردم و از چشم و ابروی خشمگین و عصبانیت برخی از اهالی و مسئولین شهرستانی و استانی که میهمان جلسه بودند که ارائه هر گونه سخن و مطلبی در این خصوص ضروری است نگاه کردم. چنین مشکلاتی. من دائماً به چینی معرفی و عذرخواهی می کردم.

اما امروزه بحث ها و چالش هایی که در آن زمان در مورد یافتن راه حل فقهی ـ فقهی برای تعیین تکلیف والدین فرزندان در نتیجه این شیوه تلقی و اجتهاد به وجود آمد، دو دهه بعد حکم بی احترامی به رسمیت شناختن مبانی شرعی و فقه و انحلال چنین مفهومی در جامعه در آن زمان، آن را بسیار دیر و سخت پذیرفتند، در قرن چهاردهم میلادی، جامعه لقاح مصنوعی و اجاره رحم را راه حل مناسبی برای بچه دار شدن و خارج کردن آن می دانست. غم باردار نشدن برای زنان و فریاد نازایی برای مردان هنوز دور از ذهن است و از طرفی با دیدن آگهی های اجاره رحم، اصرار توجه به آن به گوش می رسد. و این صدا چیزی نیست جز صدای هشداری برای شکستن حرمت حفظ کرامت انسانی!به این ترتیب مشکلاتی که ممکن است برای فرزندان متولد شده حل شود.

مدت ها پیش، تلاش برای نظارت بر یادداشت های منتشر شده خبرگزاری آنلاینمشغول جستجو در گوگل بودم و با این آگهی مواجه شدم.500 میلیون برای بارداری فوق لیسانس با گواهی سلامت و ترک اعتیادنمی دانم چند نفر از افسران و مسئولان نظام وقت و حوصله دیدن و نظارت بر این گونه پیام ها و یادداشت ها را دارند و به دنبال امثال من می گشتند، اما با انواع رنج ها و رنج ها آشنا هستند. مردم این جامعه، اما خونشان می جوشد، رگ هایشان ورم کرده، غرور او را لمس کرده، حداقل دست به کار شده تا از این وضعیت اسفبار عبور کند. برای شناسایی علت و دلیل انتشار، به چنین پیام هایی فوری و مؤثر فکر کنید.

افسران محترم، آیا تا به حال به این فکر کرده اید که در زندگی مردم این سرزمین چه اتفاقی افتاده است که یک زن جوان با تحصیلات عالی حاضر است بخشی از بدن خود را در ازای پول به دیگری اجاره دهد؟ آیا برای جلوگیری از آسیب های روحی ناشی از این اقدام چنین اقدامی اندیشیده اید؟ آیا از پیامدها و پیامدهای رابطه عاطفی و عاطفی که زنان با جنین در رحم خود برقرار می کنند، می دانید؟ آیا اجاره رحم را به عنوان یک تجارت در نظر می گیرید و اگر چنین است، آیا چنین کسب و کاری را برای پیامدهای روحی و روانی در نظر گرفته اید؟ شما هستید لااقل به فکر چاره روح و روان ملت باشید!

روشن و بدیهی است که این وضع جدید حقوق و دنیای فرزندآوری خوب است و آثار مثبت آن بیشتر از اثرات منفی آن است، حتی با این دیدگاه که اجاره رحم فقط برای پول درآوردن و غیره است. زمانی که چنین نهادی بدون شناخت چالش های روانی و روانی این پدیده و آسیب شناسی فردی-اجتماعی آن به یک جریان رایج و غالب تبدیل شود، بی شک انتظار شنیدن و دیدن مشکلات و مصائب زنان را داریم. حداقل حمایت های اجتماعی و حقوقی و برای حل مشکلات مالی خود حاضرند این کار را انجام دهند.

در خاتمه بیهوده نیست که ای کاش زنگ خطر عواقب جبران ناپذیر عمومی شدن تبلیغات برای اجاره رحم را می شنیدید، هر چند امیدوارم گوش آقایان کمی بشنود. تلفنی برای گوش دادن وجود داشت که طی آن زنگ‌های بی‌شماری به صدا درآمد و نمونه‌هایی از نقض حقوق شهروندی و نمونه‌های وحشتناک بی‌توجهی به ضرورت را فهرست می‌کردند که از من خواسته نشد به‌موقع به شما بدهم. با حفظ کرامت انسانی توجه شما را به بخشی از نامه امیرمومنان به قیس جلب می کنم که در آن می فرماید:

دامنه شما طعمه شما نیست، اما امانت دور گردن شماست و از شما خواسته می شود از کسی که بالاتر از شماست اطاعت کنید. این شما نیستید که به رعایای خود آنطور که می خواهید فرمان دهید. یا خود را درگیر یک موضوع بزرگتر کنید مگر اینکه سفارشی دریافت کنید. تو ثروتی از مال خدای متعال در دست داری و خزانه دار هستی که آن را به من بسپاری. امیدوارم فرماندار بدی برای شما نباشم. و صلح; و كار تو براى تو نيست، بلكه امانتى است بر گردن تو، و آن را از بالاى خود پنهان مى‏دارى. از قوم خود نترسید و بدون ضمانت نترسید. و در دست تو ثروتی از گنج خداست و تو از گنج او هستی تا آن را به من بسپاری. و به خاطر آن، من شرور نخواهم شد. و درود خدا بر او باد.(نام نهج البلاغه 5)

وکیل شیراز

دکمه بازگشت به بالا