عمومی

اصول حکمرانی علوی – مخبران

امام علی (ع) بدون برنامه و بر اساس اتفاقات سیاسی سیاست های تصادفی نمی کند. او دقیقاً می داند که حق حاکم و مردم در برابر یکدیگر چیست و بارها تجویز کرده است که حکومت چه باید بکند و حقوق مردم چیست و حقوق و تکالیف را تعیین کرده است. حاکم تابع مردم نیست و باید احسان و تعلیم آنها را نیز به عهده بگیرد. تسلیم حاکم در برابر خواسته های مردم نوعی پوپولیسم است که بدون آموزش به مدینه جهل تبدیل می شود. قوم من بر شما حقی دارند و شما بر من حقی دارید، من لطف شما را رها نمی کنم و از بیت المال به شما حق می دهم، به شما یاد می دهم و آداب را همانطور که می دانید، اما حق من بر شما این است که سوگند را نگه دارید و حق احسان را در نهان و آشکار نشان دهید، چون ندا داده شد، بیایید و چون امر کردم، بپذیرید و هر چه می توانید انجام دهید» (خورت 36).

خوارج مردم عادی بودند که درک سطحی از دین داشتند و بدون دانش و تجربه در مورد مسائل خاص حکومتی نظر می دادند. در نتیجه خوارج به گروهی خشن و تروریست تبدیل شدند که از ابتدای اسلام با عقل و تجربه و تمدن و انسانیت در جنگ بوده اند. در نهج البلاغه موارد زیادی از اندیشه و عمل خوارج به چشم می خورد و از آنها به عنوان یکی از مظاهر دین مختار یاد شده است. امام علی (ع) از خوارج هشدار می دهد و می داند که آنها هستند که خدا را به جنگ بشر می فرستند و نظر ساده و ابتدایی خود را بر مردم تحمیل می کنند. خوارج مورد اعتراض نهج البلاغه قرار می گیرند که قرآن را آشکارا و سطحی تفسیر می کنند و می گویند مخالف حکومت و تمدن هستند. حکومت لازم است و ربطی به حکومت خدا ندارد. حضرت علی (علیه السلام) از او انتقاد می کند و می فرماید: سخنی از حق است که در آن باطل می جویند. آرى مى گويند حكومتى غير از خدا نيست، ولى حكومت غير خدا جايز نيست; مولای مردم چه کار نیک باشد و چه بد، مؤمن تحت حاکمیت او کار خود را انجام می دهد و کافر سود می برد تا وعده حق و مدت هر دو سر انجام شود. در سایه سلطنت خود مال فراهم کند و با دشمنان بجنگد و راهها را ایمن کند و به قدرت خود حقوق ضعیفان را از قوی حفظ کند تا کار نیک به راحتی در شب به دست آید و انجام شود. امان از اعمال بد» (خطبه) 41).

آیات امام علی (ع) در مورد خوارج که این دسته از مردم مردم عادی بودند و تصورشان سطحی بود و نتایج فاجعه‌باری به همراه داشت، در نهایت به شهادت آنها انجامید. خوارج آنارشیست ها و تروریست های زمانه بودند که معنایشان جای عقلشان را گرفت، یعنی ذات طلایی داشتند و می خواستند بدون پیروی از سطح عوام وارد جایگاه نخبگان شوند. با نیازهای اطلاعاتی همان گونه که حضرت علی (ع) دسیسه های معاویه را افشا می کرد، در نهج البلاغه نیز دائماً دیدگاه دیرینه خوارج را تحلیل می کند. روح تعبیر خوارج، فرستادن خدا به جنگ با انسان ها و ایجاد آشوب برای براندازی حکومت ها و فرستادن انسان ها به جنگ با یکدیگر با فناوری تکفیر است. حضرت علی (ع) به خوبی از این خطر آگاه بود و می دانست که کوتاهی در برابر امر ازلی موجب خوش اقبالی می شود. «آیا نگفتی برادران و هم کیشان ما هلاک شوند که قرآن را با حیله و رنگ و فریب و نیرنگ بلند کردند؟ من به شما گفتم این عمل پذیرش آشکار حکم قرآن و کتمان دشمنی با خدا و ایمان است. آغاز آن مهربانی و پایانش حسرت است» (خطبه های 122).

6565

دکمه بازگشت به بالا