فرهنگ و هنر

انتشار «شیرزاد و گلشاد» محمدجعفر قنواتی

کتاب جدید محمد ظفر کنواتی با نام «شیرزاد و گلشاد و چهل و هفت داستان دیگر» منتشر شد.

فولکلورها و پژوهشگران در گفت وگو با مخبران، درباره کتاب جدید خود اظهار کردند: این کتاب در واقع یکی از جوامع حکایت است و برای اینکه با سایر جوامع حکایت اشتباه گرفته نشود، نام یکی از داستان های کتاب را شیرزاد گذاشتم. و گلشاد “. طبق گزارش انجمن قصه گویی، ما در مجموع 60 انجمن داستان نویسی داریم که از نظر تعداد داستان ها و زمان نگارش آنها متفاوت است؛ تعدادی حکایات را تصحیح کرده ام و در سال 1393 23- را ویرایش و منتشر کردم. داستان «کتابخانه گنجباکس گنجبخش».

جعفری کناواتی در توضیح بیشتر این حکایت جامع گفت: بیشتر این داستان ها داستان های ادبی رایج هستند. مردم در هر عصری افسانه هایی می نوشتند که شنیده بودند، که برخی از آنها هنوز هم محبوب هستند. در مقدمه کتاب اخیر به نمونه هایی اشاره کردم که هنوز در بین مردم رایج است و توسط برخی محققین جمع آوری شده است.

وی خاطرنشان کرد: این کتاب در قرن سیزدهم در بخارا نوشته شده است و نثر آن نثر فراملی فارسی است، نثری که تاجیک استفاده می کند و زبان آن زبانی فراملی است، بسیاری از واژه های به کار رفته در این کتاب برای ما ناشناخته است. آنها در ایران فعلی (سیاسی) استفاده نمی شوند، بنابراین فهرستی از کلمات را تهیه کرده ام. مثلاً «طلوع» به معنای مشرق، دیشب به جای «امشب» (هنوز تاجیک ها استفاده می کنند)، «تابدان» به معنای دریچه، «جگر» به معنای شجاعت است، البته در نثر کهن «کفتان» به معنای «کوبیدن» است. «پایین، «زین» به جای «پایان» به معنای پله یا نردبان است. واژه های ترکی زیادی به دلیل وجود زبان ازبکی استفاده می شود.

جعفری کنواثی درباره زبان منحصر به فرد کتاب با اشاره به زبان خاص آن گفت: روایتی وجود دارد که امروزه نیز در بین مردم رایج است و مثلاً تعداد اسطوره های شفاهی این کتاب از سایر جوامع حکایتی بیشتر است. داستان های درون یا خرده داستان هایی است که هنوز در بین مردم ایران رایج است، داستان «گرگ و روباه و باغبان پیر» منتشر شده توسط روایت های انجو 30 یا «داستان ماه و خورشید در خواب» و «جهاد و مسلمان ورشکسته» روایات داستان شاه در کتاب «مشدی گلینی خانم» نیز آمده است.

او گفت: «حدود پنج سال طول کشید تا نسخه ای از این کتاب را که در کتابخانه ملی تاجیکستان نگهداری می شود، به دست آوردم. من دو سال روی ویرایش این کتاب کار کردم و وقتی تمام شد، این مقدمه ای شد برای گذاشتن نسخه تصحیح شده در کشوی خود در دایره المعارف اساسی فرهنگ مردم. پس از گذشت یک سال و نیم از نوشتن مقدمه، در دست ناشر قرار گرفت. در این نسخه همراه با نمایه های کلی، فهرستی از نقوش داستان را استخراج کرده و به انتهای کتاب آورده ام. این کتاب در دوره شوروی در تاجیکستان به خط سیریلیک منتشر شد، من مقدمه را برای استفاده علمی به فارسی ترجمه کردم. جالب اینجاست که در مطبوعات تاجیکستان متأسفانه سردبیران برخی از بخش ها را مطابق با سیاست های فرهنگی دوران شوروی ویرایش و حذف کرده اند. من در مقدمه مفصل خود به این نکات اشاره کرده ام. ما می دهیم.

داستان های این کتاب عبارتند از: داستان سلیمان شاه و فرعون و خدای گاد و غمازی، نمونه ده وزیر، داستان سه درویش و عادل خان – آغاز داستان رشید، آغاز داستان دله مختار و زنای او، آغاز داستان الملوک شاهزاده سیف، داستان ماه و خورشید در خواب، وقایع شاهزاده برزو عاشق مهرافروز داستان نوش آفرین و گوهر تاج، آغاز داستان ناصر بسگری و شگفتی های دیدن او، شاهزاده مظفر و عاشق شدن او، عاشق شدن شاهزاده سلیمان پسر دارابشاو به طرز شگفت انگیزی و داستان مریم ملکه جهان و شاهزاده سنجر، داستان ملا شکوری بخاری داستان خشتریج و دختر قاضی بغداد داستان زائران ستمگر و کنیزش شاه داستان جوک و شاهزاده داراب، میرزا ولی و نرمی او، داستان شاه اورنگ زیب و خزاعه مهدی، آغاز داستان سلطان سنجر مدی، داستان شاهزاده مسلم و ملکه هزار، داستان هفت وزیر و چه کردند، آغاز داستان، آغاز حضرت سلیمان و سیمرغ و داستان خدا و قدر، داستان پسران مشتاق شاه، داستان بنا و همسرش و روابط آنها با پادشاه کرمان، و داستان دیگری از گرگ، روباه و باغبان پیر، داستان شاهزاده پارس، شاهزاده ایران و سیمون جهاد، داستان حبیب عطار و آدیش پری، داستان ملک جنت الاعظم، داستان جهاد و ورشکسته مسلم، حکایت والی موصل و داستان پسرش ناصر ایر و سوارانش و پسر شاه خراسان، شاه هاران و خدایش داستان پسران برادران، آنچه با او کردند، داستان دختر پادشاه و مادربزرگ و سه جوان در دنیا که به مرد گفتند بی خیال واری و ماجرای مولوی جامی چه شد.

«شیرزاد و گلشاد و چهل و هفت داستان دیگر» با تدوین و تحقیق محمد جعفری کناواتی در 1200 صفحه به بهای 350 هزار تومان در نشر سخن و با همکاری موقوفات افسر منتشر شده است.

نوشته محمد ظفر کنواتی

انتهای پیام/

دکمه بازگشت به بالا