عمومی

قتل پدر بخاطر بازی پلی‌استیشن!

پسری که پدرش را به خاطر پول برای خرید بازی کامپیوتری کشته بود ساعتی پس از جنایت دستگیر شد.

به گزارش مخبران، روزنامه «ایران» نوشت: ماموران کلانتری 129 جمی به بازپرس محمد حسن زارعی اعلام کردند که گزارش قتل مرد میانسالی در منزلش ساعت 14 روز شنبه 11 دی ماه گزارش شده است.

پس از اعلام این خبر، بازپرس جنایی و تیم بازپرسی جنایی راهی محل جنایت شدند و با جسد مردی 57 ساله که از ناحیه گردن ضربه چاقو خورده بود، مواجه شدند.

همسر مقتول که از قتل همسرش به پلیس شکایت کرده بود، با فریاد به مأموران گفت: چشمانم پدرم را کشته است. همسرم معلم بازنشسته ای است که بعد از بازنشستگی در ساختمان سازی مشغول به کار شد. امروز پسرم به خانه آمد و پول خواست. به دلیل اینکه چند روز پیش همسرم یک میلیون تومان به او داد از پرداخت امتناع کردم اما پسرم دعوا کرد.

وی ادامه داد: با شوهرم تماس گرفتم و ماجرا را به او گفتم و او گفت الان از او مراقبت می کند. وقتی همسرم وارد خانه شد، پسرم ناگهان با چاقو وارد خانه شد و به گردن پدر ضربه زد.

یک ساعت بعد دستگیر کنید

با دستور افسر بازپرس شعبه اول دادگاه کیفری پایتخت، مشخصات پسر کوچک به تمامی واحدهای گشت اعلام شد. تحقیقات برای شناسایی پسر متواری پس از یک ساعت جنایت ادامه دارد و ماموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت متوجه پسر جوانی در حوالی منزل مقتول شدند. مشخصات پسر کوچک شبیه یک فراری است که پس از مصالحه قضایی دستگیر شد. او زمانی که در برابر بازپرس جنایی حاضر شد به قتل پدرش اعتراف کرد.

گفتگو با متهم

چرا پدرت را کشتی؟

به پول نیاز داشتم چند روز پیش یک میلیون تومان به من داد اما پولم خیلی زود تمام می شد.

چه پولی می خواستی؟

من دانشجوی کامپیوتر هستم و عاشق پلی استیشن و بازی های کامپیوتری هستم و پدرم در این مورد به من می گفت و پول خود را خرج بازی نکنید.

چرا چاقو داشتی؟

من و پدرم همیشه اختلاف نظر داشتیم. دو سه سال پیش تو را در دعوا میکشتم. من همیشه با خودم چاقو داشتم چون می ترسیدم توسط پدرم کشته شوم.

آیا از مواد مخدر استفاده می کنید؟

هیچ موادی وجود ندارد، اما گاهی اوقات گل می دهم. البته در حال درمان مشکلات روحی ام بودم.

چرا او برای قتل به خانه بازگشت؟

می خواستم ببینم چه بلایی سر پدرم آمده است. دیدم ماموران وارد خانه شدند اما نمی دانستم پدرم فوت کرده است.

انتهای پیام/

دکمه بازگشت به بالا