عمومی

چرا ماتریکس ۴ مهم است؟

نه اینکه ماتریکس 4 فیلم خیلی بدی باشد. شاید اگر قبلا ماتریکس نبود و این فیلم داستان مستقلی داشت، عالی بود. هنوز هم بسیاری از ما یک بار آن را دیده ایم. در عین حال این سوال را باید در نظر داشت که کدام یک از سری جدید شاهکارهای نوستالژی سینمایی برای پیشینیان خود جذاب و راضی کننده است؟ اگر برخی افسانه بودند، احتمالاً اینطور نبودند. فرض کنید ماتریس جدید یکی از آنهاست. پس مشکل جدی نیست اما به نظر می رسد در مواجهه مستقیم با مخاطبان ماتریکس جدید، مقداری ناامیدی و کسالت مورد توجه قرار گرفته است. آنها ناراحت و ناراضی هستند. او انتظار “آن” را نداشت.

به گزارش مخبران، روزنامه «فرهیتگان» در ادامه نوشت: شاید یک سوال خوب این باشد که مخاطبان ناراضی ماتریکس، آیا انتظار داشتند ماتریس دیگری بسازند؟ البته زمانی که خبر ساخت و تولید ماتریکس به گوش رسید، همه منتظر دیدن آن بودند، اما تماشاگران قدیمی سریال ماتریکس که جذاب ترین خاطرات سینمایی خود را با آن فیلم ها داشتند، اساسا بعید بود. ، منتظر ساخت سریال جدید باشید. . این البته در ابتدا مهم نیست، زیرا تجربه نشان داده است که تصمیم گیرندگان نهایی شرکت ها هستند نه افراد. شرکت ها بر اساس برآوردهای خود از بازار، تصمیم نهایی خود را در مورد طرح های پیشنهادی گرفته و تولید را آغاز می کنند.

تا اینجای کار، The Matrix 4 بدتر از یک سری جدید جنگ ستارگان یا «بلید رانر» جدید نیست. اما The Matrix 4 سلیقه اکثر مخاطبان خود را مخدوش کرده است. ما این مؤلفه را “برای مدتی” نادیده می گیریم زیرا دوستداران ماتریس نمی خواهند ماتریس دیگری بیاید. پس سوال جدی این است که چرا The Matrix 4 یک فیلم اکشن زیبا است، داستانی پیچیده که با مضامین قدیمی فلسفی ماتریکس به گذشته متصل می شود (توجه داشته باشید که Neo در رابطه ماتریکس بازگشته است). و اگر همه چیز فقط یک بازی است و او باید دوباره بیدار شود و غیره، آیا این تضاد زیادی با ذهن مخاطبان مسن ایجاد می کند؟

بیایید دوباره داستان ماتریکس را مرور کنیم. ماتریس قدیمی ظاهری باشکوه و غیرقابل انکار داشت. سطوح جدیدی از جلوه های ویژه کامپیوتری را با استفاده از تکنیک های مختلف از سبک های مختلف فیلمسازی خلق کرد و داستانی غیرمنتظره و قدرتمند داشت. در بخش اول، گزاره های فلسفی، عرفانی، دینی و سیاسی فراوانی وجود داشت که در دو مورد اخیر غایب بود. اما درک این دو بخش نیز مهم بود. شخصیت قوی و داستان منسجم را فراموش نکرده ایم. با این حال، ماتریکس به دلیل ظاهر باشکوهش یک شاهکار نبود. اینها قطعاً دلایل موفقیت فیلم خوبی مثل «Xmen» هستند، اما «Xmen» و بیشتر کارهای نولان به یک شاهکار سینمایی ماندگار منجر نشد. دوستداران ماتریکس چندین بار در فواصل زمانی مختلف این فیلم ها را دیده و درباره آن صحبت کرده اند. منتقدان، فیلسوفان و دانشمندان کتاب هایی درباره ماتریکس نوشتند و تدریس کردند. ماتریکس شاهکار بود. چرا ماتریکس یک شاهکار بود؟

در زمانی که دهه طلایی دهه 70 از سینمای هالیوود گم شده بود و فیلمسازان هالیوود اغلب آن درخشش قدیمی را تکرار می کردند یا حداقل آن را نداشتند، بیگانگان فضایی و مانند آن در حال حرکت بودند، تماشاگران سینما اثری را دیدند که قدرت فنی آن (از جمله قوی) بود. و فیلمنامه‌های منسجم، اولین کسی بود که تکنیک قوی داشت)) می‌توان در مورد مشکل بشر امروزی صحبت کرد.

ماتریکس فیلمی است که فراتر از تمام کنایه های فلسفی اش که به گفته نویسنده بسیاری از آنها در قالب اثر نیستند و به اصطلاح تلاشی برای رنگ آمیزی و جلا دادن به فیلم هستند. به مخاطب در مورد آخرالزمان. در آن زمان، نه آخرالزمان سیاسی و نه انبوه فیلم های صرفاً تکنیکی هالیوود نمی توانستند سخنانی قوی و معنادار داشته باشند. به عنوان مثال “پایان روز” را به خاطر بسپارید. فیلمی با استراتژی بسیار قوی اما در ادامه ژانر فیلم های مذهبی ترسناک بدون اینکه بتواند اصل مطلب را با مخاطب در میان بگذارد. ماتریکس اما در دل همه دیالوگ ها و اکشن های اثر توانایی صحبت با مخاطب را دارد و این مخاطب نیز جوان است. مردان میانسال امروزی که کار فیلمسازانی مانند نولان را تایید می‌کنند، ممکن است انتظار داشته باشند که ماتریسی دیگر به ماتریسی جدی‌تر از توصیف سرگرم‌کننده دنیای امروز تبدیل شود.

ماتریکس ماهیت جهان، ماهیت طبیعت انسان، رابطه انسان و تکنولوژی، تقابل آرمان های انسانی با ساختار سرمایه داری حاکم بر جهان، نقش فرهنگ ها و ایده های شرقی و مذهبی در این جهان و غیره را توصیف می کند. بر. تلاش برای منسجم کردن این توضیح. در توصیف ماتریس قدیمی مخاطب اصلی جوانان هستند. جوانانی که از نظم موجود جهان و نمایندگان این نظم، یعنی مقامات حاکم بر شرکت ها و سازمان های امنیتی و پلیسی متنفرند و رویای دنیای دیگری را در سر می پرورانند. ماتریکس توضیح داد که چگونه تمام میراث های گذشته بشر به نوعی در همان آرمان ها قرار می گیرند و این سوال که “انسان کیست”. از نظر سیاسی، همانطور که می‌توان انتظار داشت، سازندگان در این معامله مه آلود شدند و ایده‌آلیسم جوان حفظ وضعیت موجود را دوباره تعریف کردند. وضعیتی که هنوز ماشین ها هست، باز هم محور انسانی و نبود چیزها، و مادر این مرد، شهر ننگینی است که باید نام برد.

ماتریکس قدیمی در زمانی می آید که بسیاری از مبلغان و محافل مذهبی مختلف اطراف آنها بسیاری را متقاعد کرده اند که سال 2000 پایان آن تاریخ بود. پایان جنگ های آخرالزمان و نابودی ریشه های شر و ظهور انسانی جدید با محوریت «محافظ». وقتی سال 2000 تحویل شد و اتفاق خاصی در دنیا نیفتاد، برخی از مومنان خود را به آتش کشیدند. نابودی تخیلی که آنها را متحد می کرد قابل تحمل نبود. برخی استدلال می کنند که جنگ های جورج دبلیو بوش در خاورمیانه بر سر این آموزه های شبه مذهبی در تضاد شدید با جنگ های نومحافظه کاران است.

در هر صورت، ماتریکس توصیفی از آخرالزمان و یک مشکل بسیار جدی برای انسان است. توضیح دهید که چرا اکثر مردم مبهم هستند و با تغییر مخالفند. توضیح دهید که چرا مکانیسم انسان را اسیر کرده است و راه برون رفت از این اسارت. تفاوت انسان و ماشین (این یکی از بدترین توصیفات فیلم است) و اینکه راه مبارزه با اسارت سازمان یافته زندگی ماشینی چیست و ما به دنبال چه هستیم را توضیح دهید. البته از ماتریس یک سوم روح این گفتگو گرفته شد و سرگرمی آن اضافه شد. با این حال، ماتریس به طور کلی موفقیت آمیز بود. او موفق شد درباره جدی ترین مسائل روز جهانی با حضار صحبت کند و خیل عظیمی از مردم را سرگرم کند.

این سخنرانی ماتریکس را نباید اغراق آمیز، سخنرانی آغازین و شبیه سخنان متفکران بزرگ تلقی کرد. یقیناً کلمات ماتریکس در نگاه اول مجموعه ای از نظرات متفاوت از فیلسوفان پست مدرن و تحلیلی گرفته تا نظرات حکیمان شرقی و نمادهای مذهبی است. اما سیستم به خوبی پوشش داده شده بود و او موفق شد با مخاطبان متفکرتر و بی قرارتر صحبت کند.

ساختمان باشکوه ماتریکس، اگر نباشد، دوام زیادی نخواهد داشت. در مقطعی ماتریکس واژه ای جدی را به زبان سینما آورد و این واژه جدی، دنیای فانتزی ماتریکس را خلق کرد و به بلوغ رساند. ماتریکس یک تا سه فیلم جدی بود. جنبه تراژیک فداکاری منجی بیشتر مخاطبان مسیحی را با این اثر خوشحال کرد: منجی باید قربانی شود و راه دیگری برای ریشه کن کردن شر وجود ندارد. هر هنری که به طرز فاجعه باری مرگ و پوچی را پیش روی مخاطب خود بیاورد چندان جدی نیست.

اکنون می توان درک کرد که چرا ماتریکس 4 مخاطبان مسن تر ماتریکس را ناراضی می کند. مخاطبان قدیمی ماتریکس این فیلم را بسیار کمتر تجربه کرده اند. این فیلم برای آنها یادآور دوران جدی و چالش های جدی است که البته همه به اندازه آنها جدی می دانند. Matrix 4، این فانتزی یکبار مصرف شگفت انگیز، تمام دنیای شگفت انگیز ماتریکس قدیمی را نابود می کند. از آنجایی که هیچ رویداد خاصی در ماتریکس جدید وجود ندارد، نابودی دنیای ماتریکس و تفکر هواداران وجود ندارد. فقط این نیست که دنیای جدی وجود ندارد و اتفاق جدی وجود ندارد. شاخه ماتریکس قدیمی سه قسمت بیشتر نیست و با مرگ غم انگیز نئو به زیباترین شکل به پایان می رسد: هر چیزی که آغازی داشته باشد پایانی هم دارد. هیچ دیالوگ عمیق و ماندگاری در ماتریکس وجود ندارد، اما فیلمنامه نمی تواند رابطه قهرمان با قهرمان را ایجاد کند. شخصیت جدی وجود ندارد. تغییر نئو و ترینیتی به سلیقه فیلمسازان بستگی ندارد. در انیمیشن Matrix 1 او یک قهرمان است. اما قهرمان زن نمی تواند جهان و داستانی بسازد که پایانی به اسطوره و دین داشته باشد. متولی در این کار باید مرد باشد. Matrix 4 Matrix بسیاری از اجزای سازنده جهان را از بین می برد و نمی تواند چیزی جدی ایجاد کند.

اهمیت این رویداد چیست؟ آیا شکست ماتریکس 4 در عصر مارولیسم مهم است؟ آیا در میان انبوه پروژه های منظره ابرقهرمانی تودرتوی فانتزی و در نتیجه تنها پایبندی به نیازهای سرمایه داری متاخر و آمریکایی گرایی جهانی، روش و محتوایی جز شروع جلوه های ویژه و سرگرمی ناب وجود دارد؟ آیا توانایی خلاقیت به ابتدایی ترین معنای آن و تنها در قالب تکرار خلاقیت های قدیمی و تکیه بر نوستالژی کمبود وجود دارد؟

فرقی نمی‌کند که ماتریکس چهار ساخته شده باشد، با مارول تبدیل به یک فانتزی یا سایر اقتباس‌های هالیوودی با فانتزی‌های دیگر شد. مهم‌تر از همه، تم فانتزی این بار فیلمی است که دنیایی را برای مخاطبان خود خلق کرده است. البته هالیوود با تمام تخصصش نمی دانست گردش سرمایه و رقابت مالی با آثار رقیب خالی از ریسک نیست و خاطره زیبای قدیمی مخاطبانش را به خطر می اندازد. اما برادران وارنر این ریسک را می پذیرد. چون در سینمای امروز خلق دنیای سینما موضوعیت ندارد.

به فیلم‌های اصلی که در دهه گذشته دیده‌اید نگاهی بیندازید. چه چیزی بهتر از ماتریس 4؟ چرا برادران وارنر نمی توانند در این بازار رقابت کنند و شانس خود را امتحان کنند؟ این یک قرعه کشی مشروع و قابل قبول است. چون دیگر معنای سینما به دنیای سینما وابسته نیست. فرقی نمی کند که شما در شکل هنری ایده متفاوتی داشته باشید یا در مسائل انسانی بیان جدیدی داشته باشید. سینمای امروز یک فیلم جلوه های ویژه هیبت انگیز است، یک فیلم ماجرایی اسرارآمیز در فیلمنامه، اما یک شخصیت بی پایان و بی معنا، ساده و سطحی، معنا، هنر، سینمای ضد جهان. دنیا به چنین سینمایی نیاز ندارد. این به این دلیل است که منشا هنری خود را به نفع تصویرسازی رایانه ای از دست داده است.

اما، سینما نبود. سینما دنیایی داشت و با مخاطبش حرف می زد. سینما مسائل جدی را به دنیا آورد و درباره آن با مخاطبان صحبت کرد. واژه‌ها در سینما هیچ‌گاه بزرگترین واژه‌های اساسی و تاریخی نبوده‌اند، بلکه حرف‌ها و دغدغه‌های اصلی مردم هستند. سینما، سینما، سینمای آخرالزمان، البته سینمای آخرالزمان، البته همان سینمایی است که در سینمای امروزی، تبلت ها و گوشی ها یافت می شود و دیگر نیازی به سالن، تشریفات و تمرین ندارد. سخنان او همان تصاویری است که مدام به چشم انسان هجوم می آورد. سینمای امروز غیرسینماست. صنعت فیلم در حال حرکت است و تابع قوانین ادراک مغز است.

ماتریکس دنیا را بلعیده نیست، بلکه خود سینما را در خود فرو برده است. سینمای ماتریکس، سینمایی که تصویر شرکت‌های بزرگ را به تصویر می‌کشد، نمی‌تواند «هنر» سینما، تنها بازمانده‌ی انسان در دوران باستان را حفظ و منتقل کند. در واقع با از بین رفتن «هنر» سینما، تنها هنر مدرن جهان، تنها هنر عمومی از بین می رود و این یعنی پایان انسان و پیدایش موجودی دیگر، شاید باید آن را انسان-ربات نامید. .
اهمیت ماتریکس 4 در رد ماتریکس و تایید این مفهوم مخرب سینماست. دنیای بدون سینما، سینمای بدون هنر، شوخی و فانتزی و سینمای ابتذال، سینمای مزخرف را در نظر بگیرید. تایید نیهیلیسم و ​​مکانیسم و ​​خداحافظی نه تنها با آرمان های انسانی بلکه با یاد آن. اهمیت ماتریکس 4 در تخریب حافظه ماتریکس و از بین بردن حافظه انسان زمانی است که در سینما است. به یاد بیاورید که انسان چه زمانی ایده آل بود و چه زمانی انسان بود.

دکمه بازگشت به بالا