
در چه صورت مهریه به زن تعلق نمیگیرد
مهریه به محض جاری شدن عقد نکاح، حق مالی زن محسوب می شود؛ اما در برخی شرایط خاص قانونی، تمام یا بخشی از آن به زن تعلق نمی گیرد. این موارد شامل بطلان عقد نکاح، فوت یکی از زوجین قبل از نزدیکی و تعیین مهریه، فسخ نکاح پیش از نزدیکی، بخشیدن مهریه توسط زن، یا طلاق خلع و مبارات است. آگاهی از این شرایط برای تمامی افراد ضروری است.
مهریه، یکی از بنیادین ترین حقوق مالی است که در فقه اسلامی و به تبع آن در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، به زن تعلق می گیرد. این حق، به محض جاری شدن صیغه عقد نکاح صحیح، بر ذمه زوج مستقر شده و زوجه مالک آن محسوب می شود. تصور رایج در جامعه بر این است که مهریه تحت هر شرایطی به طور کامل به زن تعلق می گیرد و هیچ عاملی نمی تواند آن را ساقط کند. با این حال، نظام حقوقی ایران، با تکیه بر اصول فقهی و ملاحظات قانونی، استثنائاتی را پیش بینی کرده است که در صورت وقوع آن ها، زن ممکن است تمام یا بخشی از مهریه خود را از دست بدهد.
این مقاله با هدف ارائه یک راهنمای جامع و دقیق، به بررسی تمامی شرایط و موارد قانونی می پردازد که در آن ها مهریه به زن تعلق نمی گیرد یا صرفاً نیمی از آن قابل مطالبه است. تمرکز اصلی بر تبیین ابعاد حقوقی موضوع با استناد به مواد قانونی مربوطه، پاسخگویی به ابهامات رایج و تصحیح باورهای نادرست است. آگاهی از این جزئیات نه تنها برای زوجین در شرف ازدواج یا درگیر اختلافات خانوادگی، بلکه برای وکلای تازه کار و عموم جامعه که به دنبال افزایش دانش حقوقی خود هستند، حیاتی است.
کلیات مهریه و چارچوب حقوقی آن
پیش از ورود به جزئیات شرایط عدم تعلق مهریه، لازم است نگاهی عمیق تر به تعریف و ماهیت حقوقی مهریه و انواع آن در نظام قانونی ایران داشته باشیم. این بستر حقوقی، درک دقیق تر استثنائات و شرایط خاص را ممکن می سازد.
تعریف حقوقی مهریه و جایگاه آن در قانون مدنی
مهریه (صداق یا کابین) عبارت است از مالی که زوج در هنگام عقد نکاح، اعم از دائم یا موقت، بر عهده می گیرد که به زوجه بپردازد. بر اساس ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی، به محض وقوع عقد نکاح، زن مالک مهریه می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید. این حق مالی، مستقل از هرگونه رابطه زناشویی یا تمکین زن است و تنها در صورت وجود موانع قانونی خاص، قابل تغییر یا زوال خواهد بود. مهریه می تواند شامل وجه نقد، سکه، طلا، املاک، مال التجاره، یا هر مال مشروع دیگری باشد که قابلیت تملیک و ارزش مالی داشته باشد.
انواع مهریه در قانون ایران
قانون مدنی ایران، با توجه به چگونگی تعیین و توافق بر سر مهریه، سه نوع اصلی را برای آن شناسایی کرده است که هر یک احکام خاص خود را دارند:
- مهرالمسمی: این نوع مهریه، رایج ترین شکل آن است و به مهریه ای اطلاق می شود که میزان و نوع آن، با توافق کامل و صریح زوجین یا وکلای آن ها در هنگام عقد نکاح تعیین شده و در سند ازدواج ثبت می گردد. مهرالمسمی باید مالیت داشته و قابلیت تملیک و معلوم بودن را نیز دارا باشد.
- مهرالمثل: در صورتی که در عقد نکاح دائم، مهریه به صورت صریح تعیین نشده باشد و پس از عقد، رابطه زناشویی (نزدیکی) بین زوجین واقع گردد، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود. ماده ۱۰۹۱ قانون مدنی مقرر می دارد که در این حالت، میزان مهریه با توجه به وضعیت و شأن زن از حیث سن، تحصیلات، موقعیت خانوادگی، زیبایی و سایر اوصاف مشابه و همچنین وضعیت مالی مرد در زمان وقوع نزدیکی، توسط دادگاه تعیین می گردد.
- مهرالمتعه: این نوع مهریه تنها در عقد دائم و در شرایطی خاص کاربرد دارد. بر اساس ماده ۱۰۹۳ قانون مدنی، اگر در عقد دائم، مهریه تعیین نشده باشد و مرد قبل از نزدیکی، همسر خود را طلاق دهد، زن مستحق مهرالمتعه است. مهرالمتعه بر خلاف مهرالمثل، صرفاً با توجه به وضعیت مالی مرد و توانایی او در پرداخت، توسط دادگاه تعیین می شود و به شأن زن ارتباطی ندارد. این نوع مهریه با هدف جبران عدم تعیین مهریه و فقدان رابطه زناشویی پیش از طلاق، برای حمایت از زن در نظر گرفته شده است.
شرایط کامل عدم تعلق مهریه به زن (سقوط کلی مهریه)
در ادامه به تفصیل، مهم ترین شرایطی را بررسی می کنیم که بر اساس قانون مدنی، زن به طور کامل از دریافت مهریه محروم می شود و حق مطالبه ای در این خصوص نخواهد داشت.
بطلان عقد نکاح و عدم نزدیکی
عقد نکاح، مانند هر قرارداد دیگری، برای صحت و اعتبار خود نیازمند رعایت شرایط قانونی است. هرگاه عقد نکاح به دلایلی از ابتدا باطل باشد، یعنی ارکان اساسی آن محقق نشده باشد (مانند ازدواج با محارم، ازدواج با زن شوهردار، ازدواج در زمان عده زن بدون رعایت شرایط شرعی و قانونی، یا عدم وجود قصد انشا در طرفین)، این عقد از نظر حقوقی هیچ اثری ندارد. بر اساس ماده ۱۰۸۹ قانون مدنی، اگر عقد نکاح باطل باشد و بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد، زن هیچ گونه مهریه ای اعم از مهرالمسمی یا مهرالمثل نخواهد داشت.
اما اگر با وجود باطل بودن عقد، رابطه زناشویی صورت گرفته باشد، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود. این حکم با هدف جلوگیری از تضییع حقوق زن و سوءاستفاده های احتمالی از بطلان عقد، در قانون پیش بینی شده است. تعیین مهرالمثل در این شرایط، با در نظر گرفتن وضعیت و شأن زن صورت می گیرد، گویی که عقد صحیح بوده و مهریه ای تعیین نشده است.
فوت یکی از زوجین قبل از نزدیکی و عدم تعیین مهریه
در صورتی که عقد نکاح دائم منعقد شده باشد، اما در زمان عقد، مهریه به صورت صریح تعیین نشده باشد (مانند عقد با شرط «مجهول المهر» یا سکوت طرفین در مورد مهریه) و قبل از اینکه نزدیکی میان زوجین اتفاق بیفتد، یکی از آن ها فوت کند، زن مستحق هیچ مهریه ای نخواهد بود. این حکم بر اساس ماده ۱۰۸۸ قانون مدنی صادر شده است. دلیل این امر آن است که در این حالت، نه مهرالمسمایی تعیین شده که زن مالک آن باشد و نه نزدیکی ای واقع شده که حق مهرالمثل را برای او ایجاد کند. همچنین، با فوت یکی از طرفین، فرصت برای تعیین مهریه پس از عقد نیز از بین می رود و لذا قانون، حقی برای زن در این مورد قائل نیست.
فسخ نکاح قبل از نزدیکی (به جز مورد عنن)
فسخ نکاح، به معنای بر هم زدن عقد ازدواج به دلیل وجود عیوب خاص یا تخلف از شروط ضمن عقد است. این موارد با طلاق متفاوت است، زیرا در فسخ نکاح، نیازی به اراده دو طرف یا حکم دادگاه در برخی موارد نیست و عقد از ابتدا باطل نمی شود، بلکه به دلیل یک عیب موجود، قابلیت ادامه ندارد. ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی صراحتاً بیان می کند: «هرگاه نکاح به جهتی فسخ شود و بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد، زن مستحق مهر نخواهد بود مگر در صورتی که علت فسخ، عنن (ناتوانی جنسی مرد) باشد که در این صورت با وجود عدم نزدیکی، نصف مهرالمسمی به زن تعلق می گیرد.»
عیوب موجبه فسخ نکاح در قانون مدنی شامل موارد زیر است:
- عیوب مشترک: جنون (دیوانگی).
- عیوب مختص مرد: خصاء (اخته بودن)، عنن (ناتوانی جنسی)، و قطع آلت تناسلی.
- عیوب مختص زن: قرن (وجود استخوان در فرج)، جذام، برص، افضاء (بسته شدن مجاری ادرار یا مدفوع در زن)، زمین گیری و نابینایی از هر دو چشم.
در تمام این موارد، اگر نکاح به دلیل یکی از عیوب فوق الذکر فسخ شود و نزدیکی صورت نگرفته باشد، زن هیچ مهریه ای نخواهد داشت، مگر در مورد خاص عنن که استثنای آن در ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی ذکر شده و زن مستحق نصف مهرالمسمی خواهد بود. این استثناء نشان دهنده حمایت قانون از زن در برابر عیبی است که مستقیماً بر جوهر زندگی زناشویی تأثیر می گذارد.
بر اساس ماده ۱۰۸۹ قانون مدنی، هرگاه عقد نکاح باطل باشد و بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد، زن کلاً حق مهر ندارد.
بخشیدن تمام مهریه توسط زن (ابراء ذمه یا هبه)
مهریه حق مالی زن است و او به عنوان مالک، می تواند هرگونه تصرفی در آن انجام دهد، از جمله بخشیدن آن به شوهر. این بخشش می تواند به دو صورت کلی اتفاق بیفتد:
- ابراء ذمه: در این حالت، زن ذمه شوهر را از پرداخت تمام یا بخشی از مهریه بری می کند. ابراء ذمه به معنای اسقاط حق است و پس از آن، زن دیگر نمی تواند از بخشش خود رجوع کند. این عمل حقوقی با قصد و رضایت کامل زن انجام می شود و برای اثبات آن بهتر است به صورت رسمی (مثلاً در دفاتر اسناد رسمی) ثبت گردد.
- هبه مهریه: زن می تواند مهریه خود را به شوهرش هبه کند (به او ببخشد). در هبه، امکان رجوع از بخشش وجود دارد، مگر در شرایط خاصی مانند فوت شوهر یا تصرف ناقل (شوهر) در مال هبه شده. اما اگر هبه تحت عنوان «هبه معوض» (در ازای چیزی) یا «هبه به قصد قربت» باشد، رجوع از آن ممکن نیست. بخشش مهریه در چارچوب طلاق خلع و مبارات نیز اغلب به صورت بذل مهریه اتفاق می افتد که در بخش بعدی به آن می پردازیم.
در هر دو صورت (ابراء یا هبه قطعی)، اگر زن تمام مهریه خود را ببخشد، مرد دیگر الزامی به پرداخت آن بخش نخواهد داشت و به این ترتیب، مهریه به زن تعلق نمی گیرد.
شرایط تعلق نصف مهریه به زن
علاوه بر مواردی که منجر به سقوط کامل مهریه می شوند، شرایطی نیز در قانون پیش بینی شده اند که در آن ها زن تنها مستحق دریافت نیمی از مهریه تعیین شده خواهد بود. این موارد عمدتاً مرتبط با عدم تکمیل رابطه زناشویی پیش از جدایی است.
طلاق قبل از نزدیکی (در صورت تعیین مهرالمسمی)
یکی از مهم ترین و رایج ترین مواردی که منجر به نصف شدن مهریه می شود، طلاق واقع شده قبل از نزدیکی است. ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی به صراحت بیان می کند: «هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلاً داده باشد، حق دارد مازاد از نصف را عیناً یا مثلاً یا قیمتاً استرداد کند.»
این حکم ناظر بر حالتی است که عقد نکاح صحیح بوده و مهریه (مهرالمسمی) نیز به صورت معین تعیین شده باشد. در این شرایط، حتی اگر زن تمام مهریه خود را پیش از طلاق دریافت کرده باشد، مرد می تواند نیمی از آن را استرداد کند. این ماده قانونی با هدف توازن حقوقی بین طرفین و با این فرض که رابطه زناشویی که یکی از اهداف اصلی ازدواج است، محقق نشده، وضع گردیده است.
فسخ نکاح به دلیل عنن (ناتوانی جنسی مرد)
همانطور که پیشتر اشاره شد، ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی استثنائی را برای حکم کلی فسخ نکاح قبل از نزدیکی قائل شده است. در صورتی که نکاح به دلیل «عنن» (ناتوانی جنسی مرد) فسخ شود، حتی اگر نزدیکی صورت نگرفته باشد، زن مستحق نصف مهرالمسمی خواهد بود. عنن به معنای عدم توانایی مرد در برقراری رابطه زناشویی است و به عنوان یکی از عیوب موجب فسخ نکاح محسوب می شود. این استثناء تأکید بر اهمیت ایفای وظایف زناشویی از سوی مرد و حمایت از زن در شرایطی است که عیبی خاص از جانب مرد، مانع از تحقق این وظیفه شده است.
طلاق خلع و مبارات و تأثیر آن بر مهریه
طلاق خلع و مبارات، دو نوع از طلاق های بائن هستند که در آن ها زن با بذل مالی به شوهر، رضایت او را برای طلاق جلب می کند. در این نوع طلاق ها، مهریه به طور مستقیم ساقط نمی شود، بلکه زن برای رهایی از زندگی مشترک، تمام یا بخشی از مهریه خود را به شوهر می بخشد یا مال دیگری را به او می دهد.
- طلاق خلع: در این طلاق، زن به دلیل کراهت از شوهر، در ازای بخشش مال (که اغلب مهریه یا بخشی از آن است) از او طلاق می گیرد. میزان بخشش مال در طلاق خلع می تواند مساوی یا بیشتر از مهریه باشد.
- طلاق مبارات: این طلاق زمانی واقع می شود که کراهت بین زن و شوهر متقابل باشد. در این حالت، زن حداکثر می تواند معادل مهریه خود را به شوهر بذل کند.
- زن می تواند تمام مهریه خود را دریافت کند.
- زن می تواند بخشی از مهریه خود را دریافت کند و از مابقی آن بگذرد.
- زن می تواند تمام مهریه خود را به شوهر ببخشد (بذل کند) تا مرد حاضر به طلاق شود.
- مشاوره با وکیل متخصص خانواده: قبل از هرگونه اقدام حقوقی، اعم از مطالبه مهریه، بخشش آن، یا ورود به فرآیند طلاق، اکیداً توصیه می شود که با یک وکیل متخصص و باتجربه در امور خانواده مشورت نمایید. وکیل می تواند با بررسی دقیق شرایط پرونده شما، بهترین راهکار قانونی را ارائه داده و از بروز اشتباهات احتمالی جلوگیری کند.
- اهمیت ثبت رسمی بخشش یا صلح مهریه: هرگونه بخشش، ابراء ذمه، یا صلح در خصوص مهریه، باید به صورت رسمی و در دفاتر اسناد رسمی ثبت گردد. ثبت رسمی، اعتبار حقوقی اقدام شما را تضمین می کند و از بروز اختلافات و انکار و تردید در آینده جلوگیری می نماید. بخشش های شفاهی یا عادی ممکن است در محاکم با چالش های اثباتی مواجه شوند.
- دقت در تعیین مهریه در زمان عقد: اهمیت تعیین دقیق، معلوم و مشروع بودن مهریه در زمان عقد نکاح، نباید نادیده گرفته شود. مهریه نامعلوم یا نامشروع می تواند در آینده منبع اختلاف شود. همچنین، زوجین باید با آگاهی کامل از تبعات حقوقی مهریه، نسبت به تعیین مقدار آن اقدام کنند.
- مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه: زوجین باید از تفاوت های مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه آگاه باشند. مهریه عندالمطالبه به محض مطالبه زن، قابل وصول است و زوج مکلف به پرداخت آن است. اما در مهریه عندالاستطاعه، وصول آن منوط به اثبات توانایی مالی مرد از سوی زن است که این امر می تواند فرآیند وصول را پیچیده تر و طولانی تر کند.
در هر دو نوع طلاق خلع و مبارات، با توجه به اینکه زن با اختیار و رضایت خود، مالی را بذل می کند، دیگر نمی تواند آن را مطالبه نماید. با این حال، باید توجه داشت که در طلاق خلع و مبارات، زن در ایام عده، حق رجوع از بذل مهریه را دارد. اگر زن در دوران عده از بذل خود رجوع کند، طلاق از بائن به رجعی تبدیل شده و مرد نیز حق رجوع به زن را پیدا می کند و زن مستحق دریافت مهریه کامل خود خواهد بود (مگر اینکه مرد مجدداً با رضایت، طلاق دهد).
باورهای غلط و مسائل مرتبط رایج پیرامون مهریه
در خصوص مهریه و شرایط عدم تعلق آن، باورهای غلط و برداشت های نادرستی در جامعه وجود دارد که در بسیاری از موارد به اختلافات حقوقی دامن می زند. در این بخش، به بررسی و تصحیح رایج ترین این باورها می پردازیم.
آیا خیانت زن باعث از بین رفتن مهریه می شود؟
این یکی از رایج ترین و ماندگارترین باورهای غلط در خصوص مهریه است. پاسخ قاطع حقوقی به این سوال «خیر» است. بر اساس قوانین ایران، مهریه یک حق مالی است که به محض جاری شدن عقد نکاح صحیح، به زن تعلق می گیرد و هیچ ارتباطی با مسائل اخلاقی، سوءرفتار، یا ارتکاب جرم از سوی زن، از جمله خیانت، روابط نامشروع یا حتی اثبات زنا ندارد. مجازات خیانت یا روابط نامشروع، مجازات های کیفری خاص خود را دارد و به هیچ وجه تأثیری بر حق زن در دریافت مهریه نخواهد گذاشت.
مبنای مهریه، عقد نکاح است، نه رفتار زن پس از آن. لذا مرد نمی تواند به دلیل خیانت یا ارتکاب جرم توسط زن، از پرداخت مهریه او خودداری کند. این موضوع در محاکم قضایی نیز بارها مورد تأیید قرار گرفته است.
آیا عدم تمکین زن باعث عدم تعلق مهریه می شود؟
عدم تمکین به معنای خودداری زن از ایفای وظایف زناشویی و اطاعت از همسر در امور مربوط به زندگی مشترک است. یکی دیگر از باورهای غلط این است که زن ناشزه (زنی که تمکین نمی کند) از حق مهریه محروم می شود. این باور نیز صحیح نیست. عدم تمکین زن، تنها باعث سقوط حق نفقه او می شود و مرد الزامی به پرداخت نفقه به زن ناشزه نخواهد داشت. با این حال، حق مهریه زن کاملاً محفوظ است و او می تواند حتی در صورت عدم تمکین، مهریه خود را مطالبه کند. مهریه به عنوان دین بر ذمه مرد، فارغ از تمکین یا عدم تمکین زن باقی می ماند.
آیا سوء رفتار، ارتکاب جرم یا ناشزه بودن زن مهریه را از بین می برد؟
به طور کلی، سوء رفتار، ارتکاب جرم (به جز در موارد بسیار نادر که منجر به یکی از عیوب موجب فسخ نکاح شود)، یا ناشزه بودن زن، هیچ کدام باعث از بین رفتن حق مهریه او نمی شوند. مهریه یک حق مالی مستقل است که با عقد نکاح ایجاد می شود و تنها در شرایط بسیار خاص و محدود قانونی که پیشتر ذکر شد، قابل زوال یا تغییر است. هر گونه تلاش مرد برای عدم پرداخت مهریه به این دلایل، از نظر قانونی فاقد وجاهت است و دادگاه به آن ترتیب اثر نخواهد داد.
تکلیف مهریه در طلاق توافقی
در طلاق توافقی، زوجین با توافق یکدیگر، برای جدایی اقدام می کنند و تمام مسائل مرتبط با زندگی مشترک، از جمله مهریه، نفقه، حضانت فرزندان و غیره، با رضایت طرفین تعیین تکلیف می شود. در خصوص مهریه در طلاق توافقی، زوجین می توانند به صورت های مختلفی توافق کنند:
آنچه در طلاق توافقی اهمیت دارد، اراده و توافق آزادانه زوجین است. پس از ثبت توافق در دادگاه و صدور حکم طلاق، هرگونه رجوع از این توافقات (به جز رجوع از بذل در طلاق خلع و مبارات که در ایام عده امکان پذیر است) بسیار دشوار خواهد بود.
تفاوت بین مهرالمثل، مهرالمسمی و مهرالمتعه
برای درک کامل حقوق مربوط به مهریه و شرایط عدم تعلق آن، ضروری است تفاوت های کلیدی میان انواع مهریه را به وضوح تشریح کنیم. این سه نوع مهریه، هر یک در شرایط خاصی کاربرد یافته و از نظر مبنای حقوقی و نحوه تعیین، دارای تمایزات اساسی هستند.
به جهت شفاف سازی و ارائه اطلاعات به صورت ساختاریافته، جدول زیر تفاوت های اصلی این سه نوع مهریه را مورد مقایسه قرار می دهد:
ویژگی | مهرالمسمی (مهریه عادی) | مهرالمثل | مهرالمتعه |
---|---|---|---|
تعریف | مهریه ای که مقدار و نوع آن در حین عقد با توافق زوجین تعیین و ثبت می شود. | مهریه ای که در عقد دائم، بدون تعیین قبلی مهریه، پس از نزدیکی و با توجه به شأن زن تعیین می گردد. | مبلغی که در عقد دائم، بدون تعیین قبلی مهریه، و قبل از نزدیکی در صورت طلاق، بر حسب وضعیت مالی مرد تعیین می شود. |
زمان تعیین | هنگام جاری شدن عقد نکاح. | پس از عقد و وقوع نزدیکی، در صورت عدم تعیین مهریه. | قبل از نزدیکی و پس از طلاق، در صورت عدم تعیین مهریه. |
مبنای تعیین | توافق و اراده آزادانه زوجین. | شأن، موقعیت اجتماعی، سن، تحصیلات و عرف جامعه برای زن. | وضعیت مالی، توانایی و استطاعت مرد. |
لزوم نزدیکی | تعلق آن به محض عقد است و نزدیکی تنها در میزان آن در صورت طلاق یا فسخ مؤثر است. | شرط تحقق و مطالبه آن، وقوع نزدیکی است. | شرط تحقق آن، عدم وقوع نزدیکی است. |
مسقطات (شرایط عدم تعلق) | بطلان عقد (بدون نزدیکی)، فسخ نکاح (بدون نزدیکی، به جز عنن)، ابراء ذمه، طلاق خلع و مبارات. | بطلان عقد (بدون نزدیکی)، عدم وقوع نزدیکی، فوت قبل از نزدیکی (بدون تعیین مهرالمسمی). | بطلان عقد، تعیین مهرالمسمی، وقوع نزدیکی. |
توصیه های مهم حقوقی و نکات پایانی
مسائل مربوط به مهریه و حقوق خانواده، دارای پیچیدگی های خاص خود است که هرگونه تصمیم یا اقدام بدون آگاهی کافی، می تواند منجر به تضییع حقوق یکی از طرفین گردد. لذا رعایت نکات حقوقی و مشاوره با متخصصین این حوزه، امری ضروری است.
آگاهی از شرایط قانونی عدم تعلق مهریه، برای حفظ حقوق زوجین و جلوگیری از دعاوی قضایی ناخواسته، امری ضروری است.
نتیجه گیری
مهریه به عنوان یک حق مالی بنیادین برای زن، با جاری شدن عقد نکاح، بر ذمه مرد مستقر می شود. با این حال، قوانین مدنی ایران، استثنائاتی را برای تعلق کامل یا بخشی از مهریه پیش بینی کرده اند که شناخت آن ها برای هر دو طرف ازدواج ضروری است. همانطور که در این مقاله به تفصیل بررسی شد، مواردی نظیر بطلان عقد نکاح و عدم نزدیکی، فوت یکی از زوجین پیش از نزدیکی و تعیین مهریه، فسخ نکاح قبل از نزدیکی (به جز مورد عنن)، و بخشش مهریه توسط زن از جمله شرایطی هستند که منجر به عدم تعلق کامل مهریه می شوند. همچنین، در حالاتی مانند طلاق قبل از نزدیکی (با تعیین مهرالمسمی) یا فسخ نکاح به دلیل عنن، تنها نیمی از مهریه به زن تعلق خواهد گرفت.
تأکید شد که باورهای غلط رایجی مانند تأثیر خیانت یا عدم تمکین زن بر سقوط حق مهریه، فاقد وجاهت قانونی هستند و مهریه یک حق مستقل مالی است که تنها با شرایط خاص قانونی می تواند زایل یا تقلیل یابد. پیچیدگی های موجود در قوانین خانواده و مهریه، لزوم مراجعه به وکلای متخصص و کسب مشاوره حقوقی را پیش از هرگونه اقدام، دوچندان می سازد تا از تضییع حقوق و بروز مشکلات آتی پیشگیری شود. با آگاهی دقیق از این مقررات، می توان به حفظ عدالت و توازن در روابط زناشویی کمک شایانی کرد.